گزارش کلی کارورزی




جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه

گزارش کلی

مشاهده آزاد#

قبل از شروع کارورزی:

" از زمان پذیرش در دانشگاه فرهنگیان شاید مهمترین مسئله ی که ذهنم را به خود مشغول کرده بود همطن اولین جلسه کارورزی است.
شنبه عصر ساعت 18:30دقیقه عصر آقای پور امامی با کت مشکی خود وارد کلاس شد و گفت که فردا اولین روز کارورزی شماست.
کمی جا خوردم گویا قرار است انتظار چهار ترمه من تمام بشه.
به هر حال کلاس تمام شد و من سوار ماشین شدم و سمت خانه حرکت کردم و کل مسیر را به تخیل درباره فردا سپری کردم.
به خانه که رسیدم اولین کاری که بعد از سلام و احوالپرسی کردم این بود که تمهیدات لازم را برای فردا انجام دادم. کت و شلوارم را اتو کردم و خودم نیز قلم و کاغذ و خودکار مورد نیازم را درکیف گذاشتم.
من یک تجربه بسیار تلخ دارم و آن اینکه همیشه شب قبل از یک فردای مهم اصلا خوابم نمیبره و متاسفانه این بار هم اینطور شد و نزدیک صبح خوابم برد. و بجای ساعت 6و نیم ساعت 6 و چهل و پنج دقیقه از خواب بیدار شدم.
با عجله سعی کردم این ربع ساعت تاخیرم را جبران کنم.صبحانه نخوردم ، همینکه نماز خواندم لباس پوشیدم و هر طور شده بود خودم را به دانشگاه رساندم.ساعت"7:35 بود.به کلاس که رسیدم کسی آنجانبود. بدو بدو رفتم آموزش آقای پور امامی گفت پنج دقیقه پیش بچه ها رفتن!!!
من همان جا یخ زدم. به او گفتم حالامن چکار کنم؟
او گفت که این آدرس محل مدرسه برو تا به آنها برسی.
من نیز آدر را گرفتم و سمت شهر حرکت کردم.

"مسیره راه کارورزی":

اندیمشک _ بلوار راه آهن _ جنب مصلی نماز جمعه _ مدرسه ابتدایی مدرس.

مسیر بسیار شلوغ بود و اول صبح ورودی های شهر ترافیک سنگینی بود. شعاع نور آفتاب مستقیم از شیشه ماشین میگذرند و به چشمانم میزد ؛ و دید مرا مختل میکرد.
بالاخره به مدرسه رسیدم.

"ضمن ورود به مدرسه":
جلو درب مدرسه کمی توقف کردم که دنبال جای پارک برای ماشین باشم.
عرض کوچه کمی تنگ بود و وجود تیر برق هم باعث تنگ تر شدن کوچه منتهی به مدرسه میشد.
به هر حال ماشین را پارک کردم ساعت ماشین "8:10 را نشان میداد.
ساختمان دو طبقه با نمای آجر سی سانتی و شیک و دراوزی کرمی با خط های قرمز و با سر درب # _ مدرسه ابتدایی مدرس _# با زمینه آبی رنگ.
وارد حیاط مدرسه شدم.حیاطی بزرگ با دیوارهای مزین به جملات پندآموز و همچنین دو دروازه کوچک فوتبال در نگاه اول نظر آدم را به خود جلب میکرد.کف حیاط مدرسه آسفالت و خط کشی شده بود.حیاطی تمیز که نقطه نقطه ی آن با فواصل معین سطل آشغال نصب شده بود.سرویس های بهداشتی سمت چپ درب ورودی قرار داشت.که تعداد چشمه های توالت آن منطبق با استاندار جهانی بود یعنی هر ساختمان هشت چشمه.
آبخوری های در جهت مخالف سرویس بهداشتی قرار داشت یعنی سمت راست درب ورودی.آبخوری تمیز و مجهز به آبسردکن.
یک سالن ورزشی نیز در کنار آبخوری ها بود که به دلیل قفل بودن در آن از وسایل موجود در آن اطلاعی بدست نیاوردم.
در سمت چپ در ورودی نیز نردهای بزرگی کشیده بودتد که درون آن درختاتی تنومند و بزرگ کنار بود.
پارکینگ مدرسه در زمین بسکتبال بود دقیقا بعد از نردهای که بر روی درختان کشیده بودند.
والدین بچه ها که به مدرسه مراجعه کرده بودند بر روی نیمکت های که در گوشه گوشه ی مدرسه قرار داشت نشسته بودند و منتظر دیدار با مدیر بودند.
مدرسه سال 43 تاسیس و در سال88 بازسازی بنای تکمیل شده بود.ساختمانی شیک و دو طبقه که در هر چهار طرف پله به سمت طبقه دوم داشت.دیوارهای یالن داری چند برد بود. از جمله برد بهداشت برد فرهنگی برد آموزشی که هر کدام از بردهای با نوشته های مربوط به خود پر شده بودند.میز اشیاء گمشده نیز در سمت راست درب ورودی سالن قرار داشت. آقای فرصتی و استاد صرفه جو در اتاق معاونت مشغول تقسیم بندی بچه ها بر سر کلاس ها بودند بچه های که کلاسشان مشخص میشد توسط آقای فرصتی معاون آموزشی مدرسه به سر کلاسها راهنمایی میشد.
کلاس من نیز مشخص شد طبقه دوم خانم زحن کلاس دوم ابتدایی.
خب مثل سایر بچه ها آقای فرصتی من را سمت کلاس راهنمایی کرد.و ضمن در زدن وسلام و احوال پرسی و کسب اجازه از معلم وارد کلاس شدم.
خانم زحن معلمی بسیار مودب و به روز بود. این را میشد از برخورد اولیه ایشان متوجه شد.
خلاصه وارد کلاس شدم به بچه ها سلام کرد و گوشه ای از کلاس بی سروصدا نشستم. کلاس بزرگ و مجهزی بود ابعاد کلاس 8×5 متر بود با ارتفاع 3 متری سقف که دیوارهای آن تا یک متر سرامیک زده شده بود و بقیه دیوار هم با رنگ آبی آسمانی قابل شستشو رنگ آمیزی شده بود. کف کلاس موزائیک شده و قابل شستشو بود .درست مقابل درب ورودی دو پنجره قرار داشت که پرده قهوی رنگ بر آنها آویزان بود و ارتفاع پنجره از کف کلاس 1متر بود .
سقف کلاس نیز رنگ سفید مات بود و رنگ چارچوب و درب سبز پر رنگ.کلاس دارای پنج مهتابی، که با فاصله معین از هم بر روی سقف نصب شده بودند.
معلم میز بچه رو به شکل گروهی چیده بود یعنی هر دو نیمکت رودر روی هم و هر چهار نفر یک گروه را تشکیل میدادند.


Code Center

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها